مشاوره کسب و کار و تجاری سازی

 %d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%b3%d8%a8-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1

تعجبی ندارد که ایالات متحده بالاترین میزان کارآفرینی را در میان کشورهای توسعه‌یافته به خود اختصاص داده است. کارآفرین ها ۱۴ درصد از جمعیت شاغل ایالات متحده را به خود اختصاص داده اند. با وجود اینکه بسیاری از این شاغلان مستقل نسل جوانی هستند که به تازگی به دنیای کسب و کار وارد شده اند اما بسیاری از این افراد نیز آدم های باتجربه‌ای هستند.

ویژگی که در میان تمامی کارآفرین ها به صورت مشترک وجود دارد این است که عادت‌های ویژه‌ای را در خود پرورش داده‌اند که برای موفق شدن به آن‌ها کمک بسیاری کرده است. با گذشت زمان، این افراد به یافتن، ارزیابی کردن و تجربه کردن کارهایی پرداخته‌اند که برای آنها بهترین نتیجه را داشته است. این عادت‌ها می توانند به شما نیز برای بهبود کسب‌و‌کارتان کمک کنند.

 

۱- صبح زود بیدار شوید

شاید یادآوری این نکته تعجب‌آور نباشد که افزودن بر ساعات کاری روزانه می تواند به شما برای تحقق اهدافتان یاری رساند. بسیاری از کارآفرینان به این امر عادت کرده اند تا بسیار زودتر از افراد عادی از خواب برخیزند. برای مثال مدیرعامل شرکت “استارباکس” یعنی میشل گاس هرروز ساعت ۴:۳۰ دقیقه از خواب برمی‌خیزد و به دویدن می‌پردازد. چرا در ساعات آغازین روز، عوامل کمتری وجود دارند که آرامش و تمرکز سحرخیزان را بر هم زنند و این موضوع به آنان اجازه می دهد که از آن لحظات لذت و نهایت استفاده را ببرند و روزشان را با انرژی مثبت شروع کنند.

 

۲- دوستان خوب را حفظ کنید

داشتن دوست برای هر فردی نعمت است مخصوصا اگر این دوستان شما را به فرد بهتری تبدیل کرده و تعالی‌بخش باشند. کارآفرینان، از سث گودین گرفته تا جیمز آلچر و جیسون گی‌نارد، همواره ارتباط خود را با سایر افراد موفق (اغلب در قالب هم‌اندیشی و صرف شام) حفظ می‌کنند.

 

۳- برنامه و استراتژی داشته باشید

اگر نمی‌توانید برنامه‌ریزی کنید در واقع برای شکست خود برنامه‌ریزی کرده‌اید! افرادی که به دنبال تاسیس شرکت یا خلق ثروت هستند همواره برنامه دارند. آنها از هدف خود آگاهی داشته و می‌دانند که در هر زمان چگونه در مسیر تحقق هدف خود گام بردارند. برنامه مانند نقشه‌ی راهی عمل می‌کند که برای درک گام‌های بعدی به شما کمک می‌کند. اگر بدانید که هدف شما کسب درآمد ۵ میلیاردی در سال آینده است، برنامه‌ی شما است که مشخص می‌کند چگونه به این هدف برسید.

 

۴- همیشه به دنبال یادگیری باشید

هر روز چیزهای جدیدی برای یادگرفتن وجود دارد و هر ساله ابزارهای بهتری برای انجام امور معرفی می‌شوند (در برخی صنایع، این امر هر هفته یا هر ماه اتفاق می‌افتد). کارآفرینان موفق از این موضوع آگاهی دارند و پیوسته به دنبال چیزهایی هستند که آن‌ها را به سمت تحقق هدفشان سوق می‌دهد. آیا فکر می‌کنید که سرمایه‌ی کافی یا مدرک تحصیلی مناسب ندارید؟ صدها شیوه‌ی آموزشی آنلاین وجود دارد که می‌توانید از آن‌ها بهره ببرید.

 

۵- به جای شکست‌ها به فرصت‌ها توجه کنید

مانند هر شخص دیگری، کارآفرینان موفق نیز نمی‌توانند همیشه از وقوع رویدادهای بد جلوگیری کنند اما این افراد توانایی این را دارند که واکنش‌هایشان را مدیریت کنند. بنابراین سعی کنید شبیه آنها باشید و وقت خود را صرف افسوس خوردن نکنید. در عوض از زمان برای فراگرفتن درس‌های جدید و غلبه بر موانع استفاده کنید. برای مثال موسسان شرکت “KISS Metrics” یک میلیون دلار را صرف محصولی کردند که هیچگاه آن را تولید نکردند یا مدیرعامل شرکت “MOZ” اعتراف کرده است که سال‌ها وقت خود را صرف پروژه‌هایی کرده است که سودآوری یا کاربرد اندکی داشته‌اند. این مسائل شرکت آن‌ها را نابود نکرده‌اند و در عوض به موسسان فرصت یادگیری و حرکت رو به جلو در کنار وسعت دید و تمرکز بیشتر را داده‌اند.

 

 

۶- هیچگاه از ایده‌پردازی دست برندارید

کارآفرینان، ماشین‌های تولید ایده هستند. هر ایده‌ای سودآور نیست اما صاحبان کسب‌وکار واقعی اعتقاد دارند که هرچه ایده‌های بیشتری خلق کنند شانس آن‌ها برای رسیدن به یک ایده‌ی خوب افزایش خواهد یافت. کارآفرینان مستمر، بدون در نظر گرفتن این که چند پروژه را تکمیل کرده‌اند به رویاپردازی و فکر کردن در مورد پروژه‌های بعدی ادامه می‌دهند. توماس ادیسون در ایالات متحده بیش از ۱۰۰۰ ثبت اختراع داشت و تد ترنر نیز در بسیاری از کسب‌وکارها از ایستگاه‌های تلویزیونی تا رستوران‌داری فعالیت دارد.

 

۷- به جای بهانه آوردن، به تحقق امور بپردازید

بهانه آوردن متضمن سودآوری نیست. پس چرا باید برای آن‌ها وقت را تلف کرد؟ کارآفرینان مستمر، رو به جلو حرکت کرده و از بهانه آوردن و نه گفتن اجتناب می‌کنند و در جهت تحقق اهداف خود گام بر می‌دارند. حتی مدیران عامل نیز عدم اعتمادبه‌نفس را تجربه می‌کنند اما بر آن غلبه کرده و به هر طریق ممکن، راه خود را ادامه می‌دهند. وقتی اپرا وینفری زمان و اعتمادبه‌نفس لازم را برای دویدن در مسابقه دو ماراتن دارد، مشخص است که شما نباید بهانه ای برای نرسیدن به اهدافتان داشته باشید!

 

۸- تلاش مستمر داشته باشید

داستان‌های زیادی در مورد کارآفرینانی وجود دارد که به طور ناخوشایندی شکست خورده‌اند و حتی بسیاری از آنان چندین شکست را تجربه کرده‌اند. اما به تلاش ادامه داده و به خوشبختی رسیده‌اند. به همه‌ی محصولات و اختراعاتی فکر کنید که اگر کارآفرینان با شکست اول آنها را رها می‌کردند، نمی‌توانستیم از آن‌ها بهره‌مند شویم. آریانا هافینگتون هنگامی که شرکت “هافینگتون پست” را تاسیس کرد با انتقادات زیادی مواجه شد اما آن را رها نکرد. استیو جابز قبل از اینکه برای نجات شرکت اپل اقدام کند، چندین سال قبل از شرکت اخراج شده بود. هنگامی که شرکت کریستینا والاس (Quincy apparel) ورشکسته شد، او به مدت ۳ هفته در تختخواب افتاده بود. اما عامل تعیین‌کننده‌ی موفقیت در همه‌ی این کارآفرینان یک چیز بود: آن‌ها هیچگاه ناامید نشدند.

 

۹- به کار خود اشتیاق داشته باشید

افراد موفق به کار خود علاقه‌ی زیادی دارند. کارآفرینان می‌دانند که می‌خواهند در محیط اطراف خود تفاوت ایجاد کنند و در نهایت به دنیایی که در آن زندگی می‌کنند سود برسانند. آن‌ها فقط برای کسب پول تلاش نمی‌کنند بلکه برای پیشرفت‌های بعدی و آوردن لبخند بر لبان مشتریان خود زندگی می‌کنند. کارآفرینانی که اشتیاق به کار در آنها وجود دارد، انگیزه بالایی دارند، از سرمایه ی اجتماعی بیشتری برخوردارند و با گذشت زمان بیشتر می‌فروشند، درآمد بیشتری کسب می‌کنند و آینده بهتری را می‌سازند.

 

۱۰- به جای شرکت در دوی سرعت، دوی ماراتن را انتخاب کنید

کارآفرینی می‌تواند از لحاظ ذهنی و مالی مشابه یک ترن هوایی باشد. آن‌هایی که این شیوه زندگی را انتخاب می‌کنند می‌دانند که یک روزه نمی‌توانند تغییر زیادی را ایجاد کنند اما تلاش مداوم و مستمر موفقیت‌های زیادی را برایشان به ارمغان خواهد آورد. کارآفرینان مادام العمر، زمان‌های کوتاهی را به استراحت و شارژ مجدد اختصاص می‌دهند و بعد مصمم‌تر از همیشه به کار خود برمی‌گردند.

 

۱۱- با انتخاب های سخت مواجه شوید

امروزه گزینه‌های سیاه‌وسفید اندکی برای کارآفرینان وجود دارد، همه چیز در مقیاس خاکستری است و چیزهای کمی واضح و مشخص هستند. با وجود این موانع، کارآفرینان جان‌سخت از انتخاب‌های سخت گریزان نیستند. آن‌ها می‌دانند که انتخاب‌های سخت برای پیشگام شدن در کسب‌وکار اجباری است. بنابراین آن‌ها را برمی‌گزینند و روبه‌جلو حرکت می‌کنند. رهبران کسب‌وکار با چالش‌های متعددی، از استخدام افراد مستعد گرفته تا مقررات قانونی، مواجه می‌شوند اما هیچگاه عقب‌نشینی نمی‌کنند.

مترجم: سید سجاد حسینی مقدم

یک ضرب‌المثل آفریقایی می‌گوید: “اگر می‌خواهید سریع بدوید، تنها حرکت کنید ولی اگر می‌خواهید مسافت بیشتری را طی کنید، با همراه حرکت کنید.” اطلاعات حاصله از کسب‌وکارهای بسیار موفق (شرکت‌های چند میلیون دلاری تأسیس‌شده از سال ۲۰۰۰) واژگان دیگری را به ضرب‌المثل بالا اضافه می‌کند: بیش از ۹۰ درصد کسب‌وکارهای بسیار موفق که تعداد آنها به حدود ۸۰ شرکت در سراسر دنیا می‌رسد، کسب‌وکار خود را با همکاری تیمی ۲ نفره یا بیشتر آغاز کرده‌اند.

 

%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%84%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%aa%db%8c%d9%85%db%8c

راه‌ اندازی کسب‌ و کار به صورت تیمی

کارکردن با یک شریک و همکار، شانس موفقیت شما را در راه‌اندازی کسب‌وکارها به طور حیرت‌انگیزی افزایش می‌دهد، اما می‌تواند باعث بروز مشکلاتی نیز شود. برای مثال یکی از رایج‌ترین علل ناکامی کسب‌وکارها اختلافات میان شرکا است. اگر تیم موسسین از قبل با هم دوست بوده باشند این مسئله به مشکلی بزرگ‌تر تبدیل می‌شود. علت این مسئله نیز این است که در این موارد، علاوه بر خطر از دست دادن کسب‌وکار، با ریسک از دست دادن دوست نیز روبه‌رو خواهید بود. بنابراین اگر شریک دارید (چه دوست، چه غیر دوست) قبل از شروع کار از محکم کردن موقعیت مطمئن شوید. در ادامه به تشریح راه‌هایی برای این موضوع می‌پردازیم:

 

 

۱- کسب‌وکار را با شخصی آغاز کنید که قبلا با هم سابقه‌ی همکاری داشته‌اید

بسیاری از کارآفرینانی که قصد راه‌اندازی کسب‌وکاری را دارند، در سایت‌ها و رویدادهای مختلف در جست‌وجوی شرکای بالقوه هستند. اما راه‌اندازی کسب‌وکار با شخصی که او را نمی‌شناسید مشابه ازدواج با فردی است که در لحظه‌ای کوتاه او را دیده و عاشقش شده‌اید! شرکای مؤسس، فقط همکار نیستند بلکه افرادی هستند که در تصمیمات، آینده، ریسک‌های احتمالی و سود شریک می‌شوند.

اینکه قبلا سابقه‌ی همکاری میان افراد وجود داشته باشد، پایه‌ای مستحکم را برای آزادانه بحث کردن و تعدیل نقاط ضعف و قوت طرفین فراهم می‌سازد. اگر دوباره به اطلاعات حاصله از شرکت‌های بسیار موفق اخیر مراجعه کنیم، خواهیم دید که ۹۰ درصد از تیم‌های همکار دارای سابقه‌ی همکاری قبلی (۶۰%) یا هم‌کلاسی بودن در ایام گذشته (۴۶%) بوده‌اند. ۱۰ درصد باقی‌مانده نیز زمینه‌ی مشترکی داشته‌اند؛ برای مثال از طریق دوست یا سرمایه‌گذار مشترک به یکدیگر معرفی شده بودند.

 

۲- تقسیم کار کرده و مجموعه مهارت‌های مکمل ایجاد نمایید

اگرچه ضرب‌المثل آفریقایی ذکرشده در بالا متضمن این نکته است که “طی کردن مسافت بیشتر” بهتر از سریع‌تر رفتن است اما اکثر کسب‌وکارهای تازه راه‌اندازی‌شده نیاز دارند تا از هر دو مفهوم بهره‌مند شوند. به عنوان یک کسب‌وکار تازه‌تأسیس قطعاً با محدودیت‌هایی در بودجه مواجه هستید و با مشاهده فرصت‌هایی که در بازار می‌تواند به شما کمک کند متوجه می‌شوید که سایر کارآفرینان زودتر از شما از آن فرصت بهره‌مند شده‌اند.

فِرِدی بِین می‌گوید: هنگامی که با شریک و بهترین دوستم (توماس) کسب‌وکار تولید کفش مردانه راه‌اندازی کردیم، هر دونفرمان مجموعه‌ی مهارت‌های مشابهی داشتیم. در ابتدا تصور می‌کردیم که می‌توانیم تصمیمات را به صورت مشترک اخذ کرده و تمام جنبه‌های کسب‌وکار را با کمک یکدیگر مدیریت کنیم. با این وجود این شیوه مؤثر نبود زیرا اگرچه ما بر روی کارهایی که باید انجام می‌شد، توافق کرده بودیم اما دیدگاه‌های مختلفی در مورد برخی امور جزئی داشتیم که سرعت پیشرفت ما را کاهش می‌داد.

در نتیجه، تصمیم گرفتیم تا وظایف را تقسیم کرده و هر کدام مسئول اخذ تصمیمات نهایی در حوزه‌های مسئولیت خود باشیم. این تصمیم صرفه‌جویی زیادی را در زمان برای ما به همراه داشت.

تیمی شامل دو نفر همکار مؤسس با دیدگاه و مسیری مشترک می تواند موجب “سریع‌تر شدن” و “طی کردن مسافت بیشتر” شود.

 

۳- چشم‌انداز خود را تبیین کنید

  اگر قبلا بر روی چشم‌انداز مشترک خود و شریکتان به توافق و اجماع نظر رسیده باشید، اکنون می‌توانید راحت‌تر به تصمیمات شریک خود اعتماد کنید. من و توماس قبل از اینکه همکاری را آغاز کرده و با کمک هم شرکت را راه‌اندازی کنیم، یک هفته‌ی کامل را به بحث در خصوص چشم‌انداز کسب‌وکار خود اختصاص دادیم.

اول از همه، هر کدام از ما مدتی به تنهایی به فکر کردن در مورد موضوع پرداختیم. سپس به صورت غیر جانبدارانه به بحث و تبادل نظر در مورد نظرات یکدیگر پرداختیم. ما به کلی‌گویی نپرداختیم و مسائلی از قبیل: فرهنگ، محصول، هدایت کسب‌وکار و نوع روابط را مورد بحث قرار دادیم. پس از آن با هم به توافق رسیدیم و آن را در سند مشترکی یادداشت کردیم که بخشی از اساس‌نامه تاسیس شرکت ما را تشکیل داد.

 

teamwork_1

۴- برای استمرار کسب‌وکار، قوانین و اصولی وضع کنید

داشتن چشم‌انداز مشترک انجام بسیاری از امور را ساده‌تر می‌کند اما احتمال اختلافات فردی را به طور کامل از بین نمی‌برد. درست همانند روابط دو فرد عادی، ممکن است در طول زمان به طور مثال یکی از طرفین احساس کند که به او به اندازه‌ی کافی احترام گذاشته نمی‌شود. اگر شریک مؤسس خود را از قبل می‌شناسید، هر دو از ضعف‌های هم آگاهی دارید.

همان‌طور که برای بررسی چشم‌انداز عمل کردیم، در این مورد نیز ما نیازها و مسائلمان را به طور آزادانه و بدون حاشیه رفتن مورد بحث و بررسی قرار دادیم. به بیان دغدغه‌های مشترک در خصوص نقطه‌ضعف‌های یکدیگر پرداختیم تا از این طریق بتوانیم اقدامات احتیاطی را برای موفقیت کسب‌وکارمان به کار ببندیم. سپس ما قوانین کاری و اصول رهبری را به صورت دقیق یادداشت کردیم تا از تکرار اشتباهات گذشته‌ی خود اجتناب کنیم.

اهمیت فوق‌العاده‌ی انجام این کار غیرقابل توصیف است. برای مثال یکی از بزرگ‌ترین نقاط ضعف من و آن چیزی که توماس در مورد آن نگران بود این بود که به اندازه‌ی لازم به سخن دیگران گوش نمی‌دهم. در نتیجه‌ی این که به نوشتن و بیان مسائل مختلف پرداختیم، ما مسئولیت “آزادانه صحبت کردن و احترام گذاشتن به عقاید و دیدگاه‌های طرف مقابل و پیدا کردن زمینه‌های مشترک” را پذیرفتیم.

امروز اگر هرکدام از ما احساس کنیم که طرف مقابل به سخن ما توجهی ندارد، این قسمت از موافقت‌نامه را به او یادآوری می‌کنیم.

 

۵- از مشاوران و پیشنهاد دهندگان ایده استفاده کنید

نوشتن چشم‌اندازها و ارزش‌ها و مکتوب کردن آنها یک بحث است ولی زندگی کردن هر روزه با آن‌ها بحث دیگری است. انسان‌ها جایزالخطا هستند. گاهی علی‌رغم داشتن نیات خوب، ضعف‌هایشان نقاط قوتشان را می‌پوشانند.

برای اجتناب از چنین امری، ما تصمیم گرفتیم تا کمیته‌ای متشکل از مشاوران و پیشنهادکنندگان ایده را در قالب یک کمیته به عنوان طرف سوم به شرکت خود دعوت کنیم تا پاسخگو بودن را به ما یادآوری کرده و در اختلافات به ما کمک کنند.

یک مشاور با تجربه و صادق نه تنها موجب مسئولیت‌پذیری مؤسسان شرکت می‌شود بلکه پندها و مدارک اجتماعی مورد نیاز را نیز برای شرکا، سرمایه‌گذاران و مشتریان فراهم می‌آورد. هنگامی که تیم ارزیابی از دانشگاه استنفورد، اطلاعات اولیه‌ی ۱۰۰ هزار کسب‌وکار را بررسی کردند متوجه شدند که کسب‌وکارهایی که از وجود مشاوران سودمند بهره می‌بردند، سه و نیم برابر سریع‌تر رشد کرده و حدود ۷ برابر بیشتر از سایر کسب‌وکارها کسب درآمد داشته‌اند.

 

۶- یک توافقنامه‌ی شراکت تهیه کنید

توافق‌نامه‌ی شراکت شما، آخرین مرحله در مجموعه‌ی ارزیابی‌ها و اقدامات اعتدالی شماست. نداشتن یک توافق‌نامه‌ی شراکت، اشتباه بزرگی است. اگر وضعیت به‌خوبی پیش نرود، این توافق‌نامه می‌تواند برای هر شریک مؤسس به عنوان یک راه حل عادلانه تلقی شود. همانند قول و قرارهای قبل از ازدواج، ایجاد چنین توافق‌نامه‌هایی نیز جزو سخت‌ترین کارهاست اما در صورتی که احساس می‌کنید کارها به خوبی پیش نخواهند رفت، با این توافق‌نامه احساس آرامش بیشتری خواهید داشت.

یک توافق‌نامه‌ی شراکت خوب می‌بایست در برگیرنده‌ی موضوعاتی از قبیل: مالکیت، سرمایه‌گذاری، مسئولیت‌ها، تصمیم‌گیری، شرایط بحرانی، خروج از شراکت و سلب مالکیت باشد.

هنگام ایجاد چنین توافقنامه‌ای خودتان را به قالب‌های ارائه‌شده در اینترنت محدود نکنید. زمان زیادی را به تنظیم آن اختصاص دهید و همه‌ی جوانب آن را بررسی کنید زیرا کوچک‌ترین جزئیات نیز اهمیت زیادی دارند.

 

مترجم:سید سجاد حسینی‌مقدم

logo-startup-1024x333

اگر به آمارهای منتشر شده در مورد ورشکستگی استارتاپ‌ها و فعالیت‌های کارآفرینانه نگاهی بیندازیم طبیعی است که از نرخ بالای شکست استارتاپ‌ها نگران شویم. طبق آمارها ۷۵ درصد استارتاپ‌ها شکست می‌خورند. مهم نیست که عدد دقیق این آمار چه میزان است و چقدر این آمار در خارج از کشور با ایران تفاوت دارد ولی به نظر می‌رسد این آمارها با میزان واقعی خیلی نباید تفاوت داشته باشند. این درصد بالای ورشکستگی چه دلایل اصلی دارد؟ سوالی که در این مقاله می‌خواهیم به آن جواب دهیم.

دلیل اول: مشکلات مربوط به بازار

یکی از دلایل اصلی ورشکستگی شرکت‌ها این است که برای محصولاتشان هیچ مشتری وجود ندارد یا مشتریانش بسیار اندک اند. چند نشانه رایج این موضوع این است:

  • طراحی ارزش محصولتان آن طور که باید و شاید قوی نیست که خریداران را متقاعد به خرید کردن سازد. نماینده های فروش خوب امروزه بیان می کنند که برای کسب میزان خوبی از فروش در این دوره و زمانه با این شرایط دشوار، شما می بایست خریدارانی را پیدا کنید که شدیدا به آن احتیاج دارند. همچنین این روزها این جمله را بسیار می شنوید که افراد از خود می پرسند که آیا این محصول ویتامین است (یعنی خوب است آن را بخریم) یا آسپرین (یعنی حتما باید آن را بخریم)؟

  • زمان بندی کردن برای بازار کار اشتباهی است: شما باید چند سالی از بازار فعلی جلوتر باشید و قطعا خریداران در این مرحله برای این راه حل ها و دستاوردهای ویژه و جدید شما آمادگی ندارند.

دلیل دوم: شکست خوردن مدل کسب و کار

با بررسی تجارب استارتاپ ها می توان دریافت که یکی از شایع ترین دلایل ورشکستگی استارتاپ ها در سطح جهانی این است که کارآفرینان چگونگی جذب مشتری را آسان می دانند و در مورد آن بیش از حد خوشبین اند. آن ها فکر می کنند که چون وبسایت یا محصول جذابی می سازند، مشتریان خودشان به سمت آن ها هجوم می آورند. این امر ممکن است در مورد چندین مشتری نخست درست باشد اما بعد از مدت کوتاهی، جذب کردن مشتریان بسیار سنگین و پرهزینه خواهد بود و در بسیاری از موارد هزینه جذب یک مشتری (CAC) از ارزش چرخه عمر مشتری (LTV) بسیار بیشتر خواهد بود. منظور از ارزش چرخه عمر مشتری میزانی سود خالصی است که مشتری در کل دوره ارتباط آینده‌اش با کسب‌وکار برای کسب‌وکار ایجاد می‌کند

بدیهی است که می بایست قادر باشیم با هزینه کمتری نسبت به ارزشی که مشتری در طول چرخه عمرش تولید می کند مشتری جذب کنیم اما با این وجود می توان کارآفرینان بسیاری را مشاهده کرد که توجه کافی به هزینه های واقعی جذب مشتری ندارند. می توان شاهد بود که بسیاری از طرح های کسب و کار به این اعداد و ارقام حیاتی و بحرانی توجهی نکرده اند.

 

startup

جوهره یک مدل کسب و کار

برای تمرکز بر مهم ترین موضوعات مدل کسب و کارتان کافی است به این دو سوال در مورد آن پاسخ دهید:

  • آیا می توانید متدی قیاس پذیر (scalable) برای جذب مشتریان بیابید؟

  • آیا می توانید بیش از آن مقداری که برای جذب مشتریان هزینه می کنید از آن مشتریان پول به دست آورید؟

فکر کردن در مورد چنین موارد ساده ای می تواند بسیار مفید و راهگشا باشد. قانونی برای مدل های کسب و کار وجود دارد:

قانون CAC/LTV:

این قانون بی نهایت ساده است:

  • CAC باید کمتر از LTV باشد

=CAC هزینه جذب مشتری

LTV= ارزش چرخه عمر مشتری

برای محاسبه CAC، شما می بایست تمامی هزینه های مربوط به فروش و بازاریابی تان (شامل دستمزدها، برنامه های بازاریابی، سفر و…) را تقسیم بر تعداد مشتریانی که در آن مدت جذب کرده اید کنید. مثلا اگر کل هزینه فروش و بازاریابی شما در یک دوره خاص، یک میلیارد تومان است و شما توانسته اید ۱۰۰۰ مشتری با آن به دست آورید، هزینه متوسط دستیابی به یک مشتری یک میلیون تومان خواهد بود.

برای محاسبه LTV، لازم است به حاشیه سود ناشی از مشتری (سود خالص نصب، پشتیبانی و عملیاتی سازی) در طول چرخه عمرش نگاهی بیندازید. برای کسب و کارهایی که  یک بار برای همیشه از مشتری پول می‌گیرند محاسبه این موضوع بسیار ساده است. برای کسب و کارهایی هم که درآمدهایی تکرارشونده دارند، این موضوع را با تقسیم کردن درآمد تکرارشونده ماهیانه بر نرخ مشتریان از دست رفته در آن ماه به دست می آید.

از آن جا که اغلب کسب و کارها اقدامات هزینه بردار دیگری نظیر توسعه محصول هم دارند که هزینه ای اضافه بر فروش و بازاریابی محسوب می شود، بنابراین برای داشتن یک کسب و کار سودآور می بایست میزان کمتر بودن CAC از LTV مقدار قابل توجهی باشد.

دلیل سوم: تیم مدیریتی ضعیف

یکی از دلایل غیرقابل باوری که موجب ورشکستگی استارتاپ ها می شود تیم مدیریتی ضعیف است. یک تیم مدیریتی خوب به قدر کافی باهوش خواهد بود که از دلایل دوم و چهارم و پنجم اجتناب کند. تیم های مدیریتی ضعیف در چند حوزه موجب بروز اشتباه می شوند:

  • آن ها معمولا از لحاظ استراتژیک ضعف دارند و محصولی را می سازند که کسی تمایل به خریدش ندارد چرا که تیم مدیریت پیش و هنگام توسعه تلاش کافی برای اعتبارسنجی ایده اش نکرده است.

  • آن ها معمولا در پیاده سازی و اجرایی کردن مشکل دارند که منجر به بروز مشکلاتی در ساخت صحیح یا به موقع محصول می شود و در نتیجه در پیاده سازی دستیابی به بازار ضعیف عمل خواهند کرد.

  • تیم زیردستانی هم که تشکیل می دهند ضعیف خواهد بود. جمله معروفی وجود دارد که می گوید: یک بازیکن درجه یک، بازیکن درجه یک استخدام می کند و یک بازیکن درجه دو فقط می تواند بازیکن درجه سه استخدام کند (چرا که سایر بازیکنان درجه دو تمایلی برای کار کردن با یک بازیکن درجه دو ندارند).

دلیل چهارم: تمام شدن سرمایه

یکی دیگر از دلایل عمده ورشکستگی استارتاپ ها تمام شدن سرمایه نقدیشان است. یکی از وظایف کلیدی یک CEO این است که ببیند چقدر سرمایه باقی مانده است و این که آیا این میزان سرمایه می تواند شرکت را به نقطه موفقی از لحاظ مالی یا مثبت شدن جریان سرمایه برساند یا خیر.

 

دلیل پنجم: مشکلات مرتبط با محصول

یکی دیگر از دلایل ورشکستگی شرکت ها این است که نمی توانند محصولی متناسب با نیازهای بازار تولید کنند. این موضوع می تواند به سادگی ناشی از اجرای نادرست باشد یا ممکن است مربوط به مشکلات استراتژیک همانند عدم توفیق در دستیابی به تناسب بازار/محصول باشد.

اغلب اوقات نخستین محصولی که یک استارتاپ به بازار عرضه می کند تناسبی با نیاز بازار ندارد. در بهترین حالت، با چند بازبینی و اصلاح، تناسب بازار/محصول به دست می آید. در بدترین حالت، محصول به طور کلی کنار گذاشته می شود و نیاز به فکر کردن دوباره به محصول وجود دارد. اگر این اتفاق رخ دهد نشان واضحی از این موضوع است که تیم کار زیادی برای اعتباربخشی به ایده ها، پیش و حین توسعه، انجام نداده است.

 

 

 

business
مشاوره کسب‌وکار

بر این باوریم یک مربی کارآفرینی می­‌تواند حرکت در مسیر سخت کارآفرینی را برای شما آسان‌­تر کند. اگر او مسیر را بشناسد و راهنمایی‌های لازم را در زمان مناسب ارائه کند. هدف ما همراهی شما در سفر هدایت کسب و کار با ارائه خدمات مشاوره کارآفرینی و مشاوره کسب و کار است. تجارب سالیان اخیر ما در امر مشاوره نشان می دهد که عدم وجود مراکز مشاوره جامع کارآفرینی یکی از دلایل عدم موفقیت کسب و کارهای کوچک و متوسط است. اغلب مراکز مشاوره برای سازمان ها و شرکت های بزرگ طراحی شده اند و خدمات آنها برای کارآفرینان کسب و کارهای کوچک و متوسط قابل استفاده نیست. بخش مشاوره دیجی بانو با هدف ارائه راهکار جامع برای کارآفرینان، مدیران و مسئولان سالنها و آموزشگاه های زیبایی با حداقل هزینه ایجاد شده است تا همکاران این صنف بتوانند خدمات مورد نیاز خود را با اطمینان از کیفیت و هزینه آن دریافت کنند.

مراحل راه اندازی یک کسب و کار

ما در دیجی بانو برای راه اندازی یک کسب و کار چهار مرحله تعریف کرده ایم. یک کارآفرین برای راه اندازی کسب و کار مورد نظرش بایستی این چهار مرحله را طی کند. مشاورین دیجی بانو در هر یک از این مراحل خدمات ارزنده ای را برای کارآفرینان ارائه می کنند. اکنون می توانید با این چهار مرحله آشنا شوید و بر اساس اینکه در کدام مرحله قرار دارید از خدمات ما استفاده کنید.

۱کسب آمادگی : کسب آمادگی اولین گام در راه کارآفرینی است. باید قبل از شروع خود را برای یک صعود موفقیت آمیز آماده کنیم. در این مرحله بایستی شناخت کاملی از توانمندی ها و کاستی های خود بدست آوریم.

۲تشخیص فرصت : تشخیص فرصت یعنی از بین تمام فرصت های پیرامونمان یک فرصت متناسب با علایق، صلاحیت و منابع خودمان انتخاب کنیم که چشم انداز بازارش هم خوب باشد.

۳ راه اندازی کسب و کار : استفاده بهینه از تمام منابع برای اجرایی کردن یک فرصت خوب و پرهیز از دوباره کاری گام مهم دیگری است که یک کارآفرین باید به درستی بردارد تا به موفقیت نزدیک تر شود.

۴بهره برداری : اکنون کسب و کار ما به ثمر نشسته است. کارآفرین بایستی مراقبت از یک نوپا را بیاموزد و تلاش نماید هر روز آن را توسعه دهد تا مبادا دچار مشکل شود و آسیب ببیند.

 

با خواندن مقالات کسب و کار همیشه چند گام از بقیه جلوتر باشید.

۵ دلیل ورشکستگی استارتاپ ها

۶ راه برای ایجاد یک تیم موسس پایدار برای کسب‌وکار

 عادت‌های مشترک شیفتگان کارآفرینی

 

مشاوره

 

Help-Desk

تنظیمات قالب